تبليغاتX

دل نوشته های یک احسان

من دیگه خشته شدم از بس گناه کردم آقاجون من دارم تو باتلاق غرق ميشم دستمو بگير...

٫٫٫

روز و شبم یکی شده از غم هجران تو

دار و ندار من همه جمله به قربان تو

دامن تو بگیرم ، بر قدمت بمیرم

بیا بیا ، ای پسر فاطمه ، بیا بیا ، ای ثمر فاطمه

کرده مرا اسیر خود ، جذبه هر نگاهت

قاتل جان من شده ، خال لب سیاهت

جان به فدای آهت ، چهره بی گناهت

بیا بیا ، ای پسر فاطمه ، بیا بیا ، ای ثمر فاطمه

................................................................

سایه تون سنگین آقا ، غم نشسته تو صدا تون

یه نگاه بندازین آخه آقاجون به زیر پاتون

اگه ما رو دوست ندارین ، یه اشاره بسه مونه

خودتون بگین که این دل بمیره یا که بمونه

ما دیگه حلقه به گوشیم ، هر چی که بگید همونه

بگید این گدا براتون بخونه یا که نخونه

ما دیگه وقف شما ایم ، قلبمون از این تباره

تا شما سرور ما این ، برده بودن افتخاره

تا ما اهل انتظاریم ، جمعمون سرد و کسل نیست

جمعه روز خوب هفته ، روز تعطیلی دل نیست

کی میای قبله عالم ، تا دلامون بشه روشن

کی میای یوسف زهرا ، خوشم به بوی پیروهن

توی عرش رو قله ها این ، خودتون بگین کجایین

 

 

 عاشقان عیدتون مبارک!

  

تا ما اهل انتظاریم ، جمعمون سرد و کسل نیست

نوشته شده توسط خادم خادمان الحسین: احسان در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

 لينك مطلب      


Linkbox

 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by FATEMION-BONAB.blogfa.com