تبليغاتX

دل نوشته های یک احسان

 

بازم بوی محرم اومد.بازم همه دنبال پیرهن مشکی و سی دی مداحی میگردن یکی میگه من عاشق  روضه های حاج محمودم یکی میگه من هلالی رو میخام یکی دیگه میگه جواد مقدم هم خوبه ها و ... ولی من توی این شلوغی به یاد اون افرادی هستم که دارن پارچه سیاه مسجد هیئت رو میزنن دارن تو این سرما اعلامیه هیئتاشونو تو سطح شهر میزنن.خوش به حالشون که دارن گره های بسته مشکلاتشونو یکی یکی باز میکنن .

 ولی من آقا جان تصمیم دارم تو این محرم فقط ازتون کربلا بگیرم. همین حالا

 من از هرشبي از شبهاي محرم بگذرم از شب اولش نمي گذرم.اصلا يه حال و هواي ديگه داره..چند وقتي چشتون به سياهي هاي هيئت نيفتاده تا وارد هيئت ميشي و جو هيئت مي بيني يه حال و هواي ديگه به آدم دست ميده.انگار يکي جلوي در ايستاده و هر کي وارد هيئت ميشه بهش خوش آمد ميگه. فهمیدید کی رو میگم دیگه ؟

 

اما باز هم مثل سالهاي قبل بايد خجالت زده وارد هيئت بشم.امسال هم نشد کربلات بيام حسين جان.هر کسي که رفته از رفقا يه طوري به آدم نگاه ميکنه.انگار يه چيزي کم دارم.ديگه توي هيئت ها هم دعا نمي کنن کربلا بيان همش دعاشون اينه که يه بار ديگه کربلا بيان.

 

پس ما چي؟ماها که نرفتیم.یه فکری نمی خوای به حال ما بکنی؟بابا آبرومون داره میره.می گن حتما یه کاری کردن یا گناه زیاد می کنن که اربابشون راهشون نداده.هر طوری با خودم حساب می کنم جور در نمیاد که هنوز نتونستم بیام کربلا.میگن تا خودت نخوای کسی نمی تونه بیاد.حتما خودت نخواستی.

 

یعنی مابیایم زائرات ناراحت میشن؟

 

اما این رسمش نیست.فقط با این حرف خودم رو تا الان نگه داشتم:اگر کسی می بینه نمی تونه کربلا بره یا بهش یه عنایتی نمی کنن زیاد ناراحت نباشه بعضیا میان و سریع می گیرن حتما امام حسین هم میگه بزار حاجتش رو زود بهش بدیم تا بره زیاد نبینیمش اما اونایی که سخت بهشون حاجت داده میشه شاید آقاشون می خواد بازم بیان در خونش.حتما گریه کردنشون رو دوست داره.نمی خواد زود حاجتشون رو بده و برن.فقط با این حرف تا الان دوام آوردم.

نوشته شده توسط خادم خادمان الحسین: احسان در سه شنبه هجدهم دی 1386

 لينك مطلب      


Linkbox

 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by FATEMION-BONAB.blogfa.com